توراخواستم
درعالم هستی به خود می بالم که عشقی همچو تو دارم یقین بدان که عشق از دوست داشتن یک قدم جلوتر است
رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود
با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی
و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند
و...و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی
به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد
وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید
بانوی دریای من...
کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت
کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت
درگلستان خيالم ندهد هيچ گلي بوي تورا
تو گل ناز مني ازدورمي بوسم تورا
به چشمای تو محتاجم واسه تعبیر این رویا که بازم میشه عاشق شد تو این بی رحمی دنیا
عاشق نمی مونم دیگه از تو نمی خونم بزار تنها باشم تنها دیگه هرگز نمی تونم دیگه این دل نمی تونه
تو رو بیگانه می دونه شکسته این دلم صد بار دیگه این بار نمی تونه
یه روز عاشقترین بودم برات من بهترین بودم ندونستم توی رویام تو قلبت اخرین بودم

گاه برای هر ثانیه و لحظه بودن در کنار هم جشن میگیریم و
گاه در حسرت آن لحظه ها اشک میرزیم!
بهر حال دل خوش به گذر لحظه ها چشم انتظار زمانیم !
هر چه هست بی وفا نیست!!!!

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است
بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند تارموی توست اما ریشه ی عمر من است

گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم ،
گاه يک نغمه آنقدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم ،
گاه يک نگاه آنچنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند ،
گاه يک عشق آنقدر ماندگار است که فراموشش نميکنم
اگه یه شب خوابت نرفت
خستگی ها یادت نرفت
بیدار نشستی تا سحر
خیره شدی به قفل در
اگه دیدی که ساعتم خوابیده و راه نمی ره
پنجره های غم زده فقط شبا نشون می دن
بدون که نفرین منه آتیش به جونت می زنه
خنجرالتماس من به استخونت می زنه
می گیره از چشای نازه تو لذت خواب راحتا
تا صبح باید نگاه کنی عقربه های ساعتا
اگه روزای بی کسی تنها نشستی با دلت
گشتی پی خیال من با اون خیال باطلت
دیدی که دست روزگار گرفته دستما
نمی تونی گریه کنی مرگ نگاه خستما
بدون که نفرین منه
برای دیدن تصاویرعاشقانه به ادامه مطلب بروید...

هميشه از نگاه تو با تو عبور مي كنم
از اينكه عاشق توام حس غرور مي كنم
دوباره با سلام تو تازه تازه مي شوم
با نفس ساده تو غرق ترانه مي شوم
با تو ستاره ميشوم
از سايه هاي ملتهب هميشه مي گريختم
با رفتن تو هر نفس بغض دوباره مي شوم
ناجي شام شوكران : با دل عاشقم بمان
به حرمت حضور تو چون تو يگانه مي شوم
خانه به خانه ديدمت همچو فسانه ديدمت
با تو ستاره مي شوم

زندگی قشنگه اگه با تو باشم
مرگ قشنگه اگه برای تو باشه
دلتنگی قشنگه گه به خاطر تو باشه
من قشنگم اگه با تو باشم
اما تو هرجوری که باشی قشنگی

تاکه بودیم ، نبودیم کسی


کشت ما را غم بی هم نفسی


حال رفتیم و همه یار شدن


خفته ایم و همه بیدار شدن


قدر آیینه بدانید تا که هست


نه در آن وقت که افتاد و شکست

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را
باید جشن گرفت
یلدایتان مبارک.
در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود
می شود حتی برای دیدن پروانه ها
شیشه ها ی مات یک متروکه را الماس بود
دست در دست پرنده،بال در بال نسیم
ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود
کاش می شد حرفی از کاش می شد هم نبود
هر چه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود
شبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگم
که چون شببو به وقت صبح، من بسیار دلتنگممرا چون آینه هر کس به کیش خود پندارد
و الّا من چو می با مست و هشیار یکرنگم
شبی در گوشه ی محراب قدری ربّنا خواندم
همان یک بار تار موی یار افتاد در چنگم
اگر دنیا مرا چندی برقصاند ملالی نیست
که من گریاندهام یک عمر دنیا را به آهنگم
به خاطر بسپریدم دشمنان! چون نام من عشق است
فراموشم کنید ای دوستان! من مایۀ ننگم
بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود
این دایره کبود اگر عشق نبود
از آینه ها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود
در سینه ی هر سنگ، دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود
بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود
از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود